نابود کننده یا ناجی دنیای تالکین!؟
آیا خطاب کردن فئانور به عنوان 《شرور ترین الف》درست است؟
فئانور شصیتی برجسته و بحث برانگیز از دنیای تالکین است که ذهن بسیاری از خوانندگان سیلماریلیون را به خود معطوف کرده. در ادامه این مقاله قصد داریم به بررسی یک باور رایج و اندکی غلط از جانب مخاطبان بپردازیم و آن را مورد نقد و بررسی قرار دهیم.
وقتی صبحت از شرور ترین الف میشود اغلب طرفداران به یاد فئانور میافتند که این امر لزوما صحیح نمیباشد.ابتدا باید به تعریف خود شرارت بپردازیم.
شرارت در لغت به معنای بدخواهی،بدفطرتی و بد طینتی است[منبع:لغتنامه دهخدا]. این بدان معنیست که فرد به دنبال خواسته های خویش، اسیر نفس خود میشود که عمدا مرتکب جرائمی میشود که به آن آگاهی نیز دارد. محرکه این اعمال میتواند حسادت، خود خواهی، شهوت و...باشد.
عوامل بسیاری در رفتار فئانور نقش داشتند که مستقیما از خواسته های وی نشئت نمیگرفت. بلکه شرایط روحی و زندگی وی زمسنه ساز بسیاری از رفتارها و چالشها بود. برای مثال: اختلاف او با برادران ناتنیاش حاصل از دروغ هایی بود که ملکور در ذهن او کاشته بود، و همنیطور مرگ مادرش در هنگام خرد سالی او ،عشق نسبتا زیاد پدر به فرزندش(به طوری که حاضر شد تا با پسرش به تبعید برود)، و همچنبن ازدواج دوباره پدرش که در الگوی رفتاری او دخیل بودند. و اما در نهایت میرسیم به مسئله خویشاوندکشی که به صراحت حرکتی شرورانه و زشت تلقی میشود، گرچه این تصمیم وی نیز حاصل از قسمی بود که در خشم و اندوه خورده بود. در شرایط عادی فئانور برای استفاده از کشتی های تلهری هیچگاه دست به قتل نمیزد، گویی که خشم و جنون بر روح و جان او مستولی شده بود.

ممکن است از خود بپرسید پس مسئله شورش نولدور چه میشود؟ در رابطه با این امر باید گفت که،این اقدام نولدور به رهبری و ترغیب فئانور، در اصل حرکتی قهرمانانه محسوب میشود. شاید در نگاه اول به یاد آسیب ها و زیان هایی بیفتیم که نولدور وارد کردند،تمام جنگاوریها و خونریزیها، اما در غیر این صورت چه کسی حاضر میشد با مورگوث مقابله کند؟! اگر والار به صورت مستقیم همچون جنگ قدرت ها وارد عمل میشدند خرابی ها دو چندان میشد و حتی شاید دیگر قابل بازسازی نمیبود. در واقع نولدور بهترین سلاح بودند، شمیشری دو لبه آکنده از خشم و نفرین ماندوس، آنها بدون اینکه مورگوث را بسیار تحریک به جنگی تمام عیار کنند با او دسته پنجه نرم کردند هر چند که تقاص سنگینی پس دادند. گویی که سرزمین میانه را از جنگی دهشتناک و یا آیندهای تیره نجات داده باشند.
با وجود تمام مسائل و جنبههای ذکر شده ، اگر باز هم فئانور را الفی شرور هم در نظر بگیریم، قطعا شرورترین الف دنیای تالکین نبوده. برای مثال:
مایگلین: مایگلین استحکامات و ریز و درشت گوندولین را لو داد و با مورگوث نقشهای ریخت تا آنجا را به خاک و خون بکشد، همه و همه به جزء عموزادهاش یعنی ایدریل،که بار ها خواستار ازدواج با او بود اما هر دفعه جواب رد شنیده بود و هر طور که شده ایدریل را برای خود میخواست، رفتار وی را نمیتوان عشق توصیف کرد،حالتی از خودخواهی، جنون و شهوت بر او مستولی شده بود. اگر دوراندیشی ایدریل نبود هیچکس از گوندولین جان سالم به در نمیبرد.
سالگانت: الفی بزدل از خاندان چنگ(رهبر خاندان)، که مایگلین را همراهی کرد. که همراه با مایگلین تورگون را قانع کرد که بماند و برخلاف نصیحت های تور پادشاه را موعظه کرد. در نهایت هم از بزدلی و ترس در اتاقش بر تختش ماند و سرنوشت وی نا معلوم است. هیچکس به حال او غصه نخورد مگر ائارندیل که آن زمان هفت سال داشت و سالگانت گاهی با او بازی میکرد. البته که این کارش از روی مهر و محبت نبود، تنها میخواست از شراب های خانه آنها بنوشد و از غذا های آنجا بهره ببرد!
سایروس: الفی که در دوریاث حسادتش به تورین جانش را میسوزاند و آخر همین آتش جانش را گرفت.
ائول(پدر مایگلین): از رابطه سمی وی با آرهدل، رفتار عجیب و انتخاب نکردن اسمی برای فرزندش تا ۱۲ سالگی گرفته، تا کشتن آرهدل و نفرین فرزند خویش.
در نتیجه با این اوصاف نمیتوان فئانور را، حتی در صورت شرور بودن، شرورترین الف دنیای آردا دانست!
نظرات (0)
اولین نظر را برای این مقاله شما ثبت کنید.
برای ارسال نظر، لطفاً وارد شوید یا از دکمه شناور استفاده کنید.