خانه
ادبیات فانتزی

تِرس اهل دریای زمردین

از این نوشته خوشتان آمد؟

تِرس اهل دریای زمردین

ترِس دختری که همیشه داخل جزیره اش زندگی کرده و هیچ وقت از اونجا دور نشده. 

دلخوشی های این دختر فنجون هاش بودن و یه کلکسیون از فنجون داشت. 

دختری ساکت با موهایی به رنگ خورشید. 

یکی دیگه از دلخوشی های این دختر چارلی بود

 

چارلی پسری که ترِس وقتی فهمید دوستش داره تصمیم گرفت از مکان امنش بیرون بیاد و به دنبال اون بره و این یعنی رفتن به سمت خطرناک ترین دریاها!

 

خب اول از همه من یه سری توضیحات در خصوص این کتاب بدم که خود سندرسون گفته:

سندرسون اول این کتاب رو برای زنش امیلی نوشته بود یعنی قصد نداشت منتشرش کنه ولی زنش اون رو تشویق می کنه که این کتاب رو منتشر کنه و این می شه اولین جلد مجموعه ی secret project این مجموعه شامل پنج جلد تک جلدی هستش که هر کدوم دنیا پردازی خاص خودشون رو دارن و به هم ربطی ندارن ولی خب داخل دنیای کازمیر نقش پر رنگی دارن کتاب آخر این مجموعه هم چند وقت پیش منتشر شد. 

حالا سندرسون چجوری ایده ی این کتاب به ذهنش رسید؟ دوران کوید سندرسون و خانواده اش داشتن فیلم عروسی شاهدخت رو میدیدن( این فیلم از یه کتاب اقتباس شده) البته این کتاب رو خیلی از طرفدار ها دوست نداشتن ولی به شخصه من عاشقش شدم. 

و اونجا امیلی به سندرسون می گه چی می شد که باترکاپ به دنبال وستلی می رفت و اینقدر ساده با مرگش کنار نمیومد؟ 

همین باعث می شه که ایده ی این داستان به ذهن سندرسون بیاد و شروع به نوشتن این داستان بکنه ✨. 

 

خب حالا بریم به دنیا پردازی کتاب :

ماجرا روی سیاره‌ای به اسم Lumar اتفاق می‌افته.

این سیاره به جای اقیانوس‌های آبی و آب روان، پوشیده از اقیانوس‌های ذرات ریز و سمی به رنگ‌های مختلفه.

هر اقیانوس از نوعی «سیال» (Fluid) ساخته شده که ظاهراً جامده ولی مثل مایعات رفتار می‌کنه.

رنگ هر اقیانوس خاصیت‌های متفاوتی داره (مثل خطرناک بودن، داشتن ویژگی‌های شیمیایی یا جادویی خاص).

مردم روی جزیره‌هایی جدا افتاده زندگی می‌کنن که وسط این دریاهای کشنده قرار گرفتن.برای حرکت بین جزیره‌ها، کشتی‌ها به جای حرکت روی آب، روی این دریاهای ذرات حرکت می‌کنن. ولی خیلی خطرناکه چون موجودات عجیبی به اسم Sprouterها و Sea Monsters اون‌جا زندگی می‌کنن.

سیستم جادویی این دنیا به چیزی به اسم Aether (اتر) برمی‌گرده، که در دنیای کلی Cosmere هم اهمیت داره.

هر دریا (به‌خاطر رنگ و ترکیب ذراتش) خاصیت متفاوتی داره. بعضی می‌تونن رشد کنن، بعضی واکنش‌زا هستن، بعضی حالت سمی دارن.

افرادی به نام Sprouters می‌تونن با این ذرات کار کنن و ازشون در شرایط خاص استفاده کنن (مثلاً برای دفاع یا حمله).

جادو خیلی مستقیم مثل Mistborn یا Stormlight نیست، بیشتر حالت "اکولوژی جادویی" داره؛ یعنی قوانین طبیعت و دنیای لورمار خودشون ذاتاً جادویی هستن.

حال و هوای این کتاب مثل داستان های پریانه و حتی سندرسون هم داستان رو اینجوری روایت می کنه در واقع هوید ( hoid) یه شخصیتی که در کل دنیای کازمیر هستش داره این داستان رو روایت می کنه. 

این داستان بخاطر سیستم جادوییش یکم وایب جک و لوبیای سحرآمیز رو به من می داد با ترکیبی از دزدان دریایی کارائیب. 

در کل دنیا پردازی کتاب قشنگ یه حس و حال ملایم ولی در عین حال خطرناک رو داره مثل دنیای پریان

کلا خود این سیاره جادوییه و آدم حس می کنه به یه جای جادویی قدم گذاشته. ✨

 

در خصوص شخصیت پردازی:

خب شخصیت اصلی داستان یعنی tress 

روند رشد این شخصیت خیلی جالب و خوبه من اوایل انتظار داشتم روی مخم باشه و اینا ولی روند رشدش خیلی خوب به تصویر کشیده شد

دختری که هفده سال محل زندگیش رو ترک نکرده بود و بخاطر عشق از نقطه ی امنش بیرون اومد و همین باعث شد تغییر کنه و حتی خودش رو بهتر بشناسه و تبدیل به آدمی بشه که هیچ وفت فکرش رو نمی کرد و اینجا سندرسون داره می گه که برای رشد و شناختن خودمون باید از نقطه ی امن بیرون بیایم و خودمون رو به چالش بکشیم تا خودمون رو پیدا کنیم. و اما در مورد چارلی، چارلی یکم روی مخم بود ولی آخر داستان خیلی شوکه شدم. چارلی بخاطر عشقی که به ترِس داشت حاضر شد به خطرناک ترین دریاها بره ولی با کسی به جز اون نباشه و در کل کلی فداکاری کرد در خصوص چارلی نمی تونم چیزی بگم چون کتاب اسپویل می شه و بهتره که خودتون بخونین. 

در خصوص شخصیت های فرعی هم که به به می تونست یه کوچولو بیشتر روشون پرداخت بشه ولی در نوع خودشون خیلی خوب و عالی بودن و من راضی بودم شخصیت منفی هم خب بله دلم میخواست خفه اش کنم یه جاهایی. 

در واقع این کتاب سندرسون مسائل زیادی رو به تصویر کشید. عشق و دوستی و فداکاری و رشد فردی

نقطه ی امن جای خوبیه ولی خارح از اون نقطه ی امن چیزای هیجان انگیز زیادی گاهی اوقات منتظر آدمه و باید به سمتشون رفت.

من خیلی نمی تونم در خصوص جزئیات داستان بگم چون یه کلمه بگم خدایی کتاب اسپویل می شه🤣برای همین توصیه می کنم خودتون بخونین مخصوصا اگه طرفدار سندرسون هستین به شدت عاشق این میشین من خودم که خیلی دوستش دارم. 

سندرسون یه وقتایی گزافه گویی می کنه و داستان رو کش می ده ولی خب چون از جانب های دیگه خوب می نویسه این قضیه خیلی حس نمی شه و این بنظرم تنها باگ نوشتاری سندرسون هستش. 

سندرسون وقتی که داره داستان رو روایت می کنه یهو یه جمله ای داخل کتاباش می گه که آدم یه لحظه مکث می کنه و به فکر فرو می ره و بعد ادامه میدی

البته این آقا استاد نوشتن صحنه های شوکه کننده هم هست. یعنی گاهی اوقات آدم مجبور می شه کتاب رو ببنده تا بتونه پردازش کنه که چه خبره 🤣.

خب من بخوام نظر صادقانه ام رو بگم من به شخصه خودم قلم سندرسون رو دوست دارم و بنظر من سندرسون از اون دسته نویسنده هایی هستش که کتاباش ارزش دارن چندین بار خونده بشن. نه بخاطر دنیا پردازی خاصش یا چون کتاباش خیلی خفن هستن بلکه این نویسنده خیلی خوب می تونه قلب و روح آدم رو بین کتاباش گیر بندازه و تو احساس کنی که اون کتاب خونه‌ی تو هستش. و تو رو به فکر فرو ببره و حتی بعد از مدتی دلت برای اون مجموعه یا اون کتاب تنگ بشه و دلت بخواد که بخونیش.

و من قشنگ می تونستم احساسات سندرسون به همسرش رو داخل این کتاب احساس کنم و اینطور که مشخصه همسرش خیلی براش اهمیت داره و حتی داخل مصاحبه هاش بارها اسم اون رو آورده و امیلی الهام بخش سندرسون بوده. 

حالا بخوام به این کتاب امتیاز بدم به شخصه من به این کتاب امتیاز 5⭐ رو میدم درسته کم و کاستی هایی داشت ولی این کتاب برای من کامل بود و من خیلی دوستش داشتم قشنگ حس کردم دارم یکی از قصه های برادران گریم رو می خونم و اون حس نوستالژی رو برام زنده کرد✨. 

حس شما به این مطلب؟

×

واکنش شما ثبت شد!

خوشحال می‌شویم دلیل حس‌تان را در نظرات بنویسید تا نویسنده هم بداند.

نظرات (2)

آواتار Shanay 13 December 2025

سلام سلام 🐧✨
خواستم بپرسم این کتاب رو شما به کسی که تازه میخواد مطالعه آثار سندرسون رو شروع کنه پیشنهاد میدید یا که نه ؟ 🌌 اگر نه چه اثر دیگه ای رو پیشنهاد میدید 🌙🐧

آواتار Lianhua 13 December 2025

سلام سلام.
بله عزیزم اگه اولین بارت هست که میخوای از سندرسون بخونی میتونی با این شروع کنی کلا اگه اولین بارت هست که میخوای از سندرسون بخونی از تک جلدی هایی که داره شروع کن و بعدش اگه خواستی از مجموعه هاش بخونی برو سراغ مجموعه ی مه زاد و بعدش مجموعه ی بزرگتر که میشه استورم لایت،برای خوندن استورم لایت حداقل باید چند تا از تک جلدی های سندرسون و مجموعه ی مه زاد رو خونده باشی، چونکه آثار سندرسون از لحاظ دنیایی یه ارتباط ریز باهم دارن

2

نظرات (2)

ارسال نظر جدید

Shanay 13 Dec
سلام سلام 🐧✨
خواستم بپرسم این کتاب رو شما به کسی که تازه میخواد مطالعه آثار سندرسون رو شروع کنه پیشنهاد میدید یا که نه ؟ 🌌 اگر نه چه اثر دیگه ای رو پیشنهاد میدید 🌙🐧
Lianhua 13 Dec
سلام سلام.
بله عزیزم اگه اولین بارت هست که میخوای از سندرسون بخونی میتونی با این شروع کنی کلا اگه اولین بارت هست که میخوای از سندرسون بخونی از تک جلدی هایی که داره شروع کن و بعدش اگه خواستی از مجموعه هاش بخونی برو سراغ مجموعه ی مه زاد و بعدش مجموعه ی بزرگتر که میشه استورم لایت،برای خوندن استورم لایت حداقل باید چند تا از تک جلدی های سندرسون و مجموعه ی مه زاد رو خونده باشی، چونکه آثار سندرسون از لحاظ دنیایی یه ارتباط ریز باهم دارن
Logo
Faragoman
"

Lianhua

نویسنده فراگمان

Author
faragomancb.ir

جهان ادبیات فانتزی

اینجا «فراگُمان» است؛ جایی که خیال نفس می‌کشد.

ما دور هم جمع شدیم چون یک چیز مشترک داریم: عطش کشف ناشناخته‌ها. ما عاشق قصه‌ها هستیم، که دنیا رو وارونه می‌کنن، سوال می‌پرسن، و مرز واقعیت رو به بازی می‌گیرن.

اینجا فقط یک مجله نیست؛ یه پاتوقه برای کسایی که خیال براشون جدیه. برای آدم‌هایی که وقتی یک درِ تازه به ذهنشون باز می‌شه، حس می‌کنن زنده‌ان.

ما داستان می‌نویسیم، نقد می‌کنیم، بحث می‌کنیم، می‌خونیم و با همدیگه جهان‌های تازه می‌سازیم. چون می‌دونیم ادبیات گمانه‌زن فقط سرگرمی نیست؛ یه راهه برای دیدن، برای پرسیدن، برای عمیق‌تر شدن.

اگه تو هم دنبال اینی که از روزمرگی بزنی بیرون و با تخیل پرواز کنی، خوش اومدی.

فراگُمان خونه‌ی آدم‌های خیال‌بازه. خونه‌ی تو.

نتایج جستجو در اینجا نمایش داده خواهد شد...