خانه
اسطوره‌ها

تزیتزیمیمه اساطیر ترسناک آزتک

از این نوشته خوشتان آمد؟

تزیتزیمیمه اساطیر ترسناک آزتک

 

تزیتزیمیمه

تزیتزیمیمه نژادی از خدایان زن از اساطیر آزتک هستند که با ستارگان مرتبط بودند. آنها به صورت اسکلت و چهره‌های زنانه با دامن‌هایی با طرح‌های ضربدری و جمجمه به تصویر کشیده می‌شدند.

 

 

 

تمدن آزتک

آزتک‌ها یک تمدن سرخ‌پوستی در مکزیک بودند که در قرن ۱۴ میلادی، یعنی زمانی که شهر تنوچتیتلان (تنوشتیتلان) را ساختند، به قدرت رسیدند. آزتک‌ها اساطیر بسیاری دارند.

 

 

 

یکی از اساطیر آزتک ها تزیتزیمیمه نام دارد

تزیتزیمیمه در اساطیر آزتک خدایان زن بودند و از آنجا که با باروری مرتبط بودند، با سیهواتئو و دیگر خدایان زن مرتبط بودند و توسط ماماها و زنان باردار پرستش می‌شدند. رهبر تزیتزیمیمه، الهه ایتزپاپالوتل بود که حاکم تاموآنچان – یعنی بهشتی که تزیتزیمیمه در آن ساکن است – بود.

تزیتزیمیمه نقش دوگانه‌ای در دین داشت. از یک طرف، آنها محافظ زنان و نوادگان بشر بودند و از طرف دیگر بسیار قدرتمند و خطرناک بودند، به ویژه در دوره‌های بی‌ثباتی کیهانی. تزیتزیمیمه اغلب به ستارگانی که در هنگام کسوف خورشید در نزدیکی خورشید ظاهر می‌شوند، مرتبط بود. این به این معنی تفسیر می‌شد که آنها سعی در حمله به خورشید دارند تا بتوانند به زمین فرود آیند و هر موجود زنده‌ای را روی سطح سیاره ببلعند و ویرانی به بار آورند.

بنابراین قربانی کردن انسان‌ها برای دور نگه داشتن شیاطین ضروری بود، وگرنه آنها در نابودی بشریت موفق می‌شدند.

 

 

نقش تزیتزیمیمه‌ها در اساطیر آزتک

در اساطیر آزتک و به‌طور کلی فرهنگ‌های مِسوآمریکایی، موجوداتی کیهانی، زن‌پیکر و به‌شدت ترسناک به شمار می‌رفتند. برخلاف برداشت رایج، آن‌ها «الهه‌های باروری» به معنای مثبت و مهربان (مانند دمتر در اساطیر یونانی) نبودند؛ بلکه موجوداتی آخرالزمانی بودند که با مرگ، نابودی کیهانی و جنبه تاریک باروری پیوند داشتند.

این موجودات به‌صورت زنان اسکلتی با پوست آویزان، جمجمه به‌جای چهره، چنگال‌های عقاب یا جگوار، گردن‌بند ساخته‌شده از قلب و دست‌های بریدهٔ انسان، و دامنی از مارهای زنگوله‌دار (چالچیوه‌چی‌کیپیل) تصویر می‌شدند. اعتقاد بر این بود که در زمان کسوف خورشید یا در پایان چرخهٔ ۵۲ سالهٔ تقویم آزتک (در صورت عدم اجرای موفق مراسم آتش نو)، از آسمان فرود می‌آیند، خورشید را می‌بلعند، جهان را در تاریکی ابدی فرو می‌برند و همهٔ انسان‌ها را نابود می‌کنند. به‌ویژه زنان باردار، زائوها و کودکان هدف اصلی حملاتشان بودند؛ به همین سبب در کسوف، زنان باردار را در انبارهای ذرت پنهان می‌کردند و بر صورت کودکان ماسک می‌گذاشتند.

با وجود ماهیت وحشتناکشان، تزیتزیمیمه‌ها گاهی با الهه‌های باروری و مادرانه مانند تتئو اینان (Teteoinnan) و به‌ویژه ایتزپاپالوتل (Itzpapalotl، ملکهٔ تزیتزیمیمه‌ها) هم‌سان پنداشته می‌شدند؛ اما این پیوند از نوع باروری تاریک و مرگ‌محور بود، زیرا در جهان‌بینی آزتک، مرگ و تولد دوباره دو روی یک سکه بودند.

 

 

 

قدرت‌ها و توانایی‌های تزیتزیمیمه‌ها

 

  • نابودی کیهانی و آخرالزمانی

    آنها قادر بودند عصر پنجم خورشید (عصر کنونی) را پایان دهند، خورشید را ببلعند و زمین را در تاریکی ابدی غرق کنند.

  • حمله به انسان‌ها

    به‌ویژه زنان باردار، زائوها و کودکان را شکار می‌کردند و می‌خوردند؛ از این‌رو با سیهواتتئو (ارواح زنان مرده در زایمان) نیز مرتبط بودند.

  • ایجاد کسوف و تاریکی

    حضورشان خود باعث کسوف می‌شد و خورشید را تهدید می‌کردند.

  • بیماری‌زایی و مرگ ناگهانی

    عامل بیماری‌های لاعلاج، سقط جنین، مرگ در زایمان و جنون به شمار می‌رفتند.

  • ارتباط با ستارگان و سیارات

    به‌عنوان روح ستارگان دنباله‌دار یا زهرهٔ صبحگاهی شناخته می‌شدند و در زمان ظهور این اجرام آسمانی قدرتشان افزایش می‌یافت.

  • ظاهر و نمادهای وحشت‌آور

    بدن اسکلتی، دامن مارهای زنگوله‌دار، چنگال‌ها، گردن‌بند قلب و دست بریده، و گاهی سرِ پروانه‌ای یا جمجمهٔ پرنده.

     

معنای دامن مارهای زنگوله‌دار (چالچیوه‌چی‌کیپیل)

 

دامن معروف تزیتزیمیمه‌ها از مارهای زنگوله‌دار زمردین‌رنگ تشکیل شده بود و یکی از پیچیده‌ترین نمادهای اساطیری آزتک به شمار می‌رود:

نماد مرگ و آخرالزمان: صدای زنگوله‌های مارها هنگام فرود آمدن این موجودات، نوید نابودی جهان بود.

خون قاعدگی و باروری مرگ‌بار: مارها به خون قاعدگی و خون زایمان اشاره داشتند و ارتباط تزیتزیمیمه‌ها با زنانی را نشان می‌دادند که در زایمان مرده بودند.

ستارگان دنباله‌دار و شهاب‌سنگ: شکل مارپیچ مارها از کمر به پایین، به دم ستارگان دنباله‌دار شباهت داشت و فرود آمدن تزیتزیمیمه‌ها را همچون شهاب‌سنگ تصویر می‌کرد.

وحشت صوتی: صدای همزمان صدها زنگوله، ترسی عمیق ایجاد می‌کرد؛ به همین دلیل در کسوف با طبل و سر و صدا سعی می‌کردند این صدا را خنثی کنند.

در نتیجه، مارهای دامن نه صرفاً تزئین، بلکه نمادهای چندلایه‌ای از مرگ، خون باروری، ستارگان دنباله‌دار و صدای قیامت بودند. هر گام یک تزیتزیمیتل، گویی صدها مار زنگوله‌دار همزمان زمین را به لرزه درمی‌آوردند و پایان یک عصر را اعلام می‌کردند.

 

 

حس شما به این مطلب؟

×

واکنش شما ثبت شد!

خوشحال می‌شویم دلیل حس‌تان را در نظرات بنویسید تا نویسنده هم بداند.

نظرات (0)

اولین نظر را برای این مقاله شما ثبت کنید.

0

نظرات (0)

ارسال نظر جدید

هنوز نظری ثبت نشده است.

Logo
Faragoman
"

یوتاب

کارشناسی گرافیک

Author
faragomancb.ir

جهان ادبیات فانتزی

اینجا «فراگُمان» است؛ جایی که خیال نفس می‌کشد.

ما دور هم جمع شدیم چون یک چیز مشترک داریم: عطش کشف ناشناخته‌ها. ما عاشق قصه‌ها هستیم، که دنیا رو وارونه می‌کنن، سوال می‌پرسن، و مرز واقعیت رو به بازی می‌گیرن.

اینجا فقط یک مجله نیست؛ یه پاتوقه برای کسایی که خیال براشون جدیه. برای آدم‌هایی که وقتی یک درِ تازه به ذهنشون باز می‌شه، حس می‌کنن زنده‌ان.

ما داستان می‌نویسیم، نقد می‌کنیم، بحث می‌کنیم، می‌خونیم و با همدیگه جهان‌های تازه می‌سازیم. چون می‌دونیم ادبیات گمانه‌زن فقط سرگرمی نیست؛ یه راهه برای دیدن، برای پرسیدن، برای عمیق‌تر شدن.

اگه تو هم دنبال اینی که از روزمرگی بزنی بیرون و با تخیل پرواز کنی، خوش اومدی.

فراگُمان خونه‌ی آدم‌های خیال‌بازه. خونه‌ی تو.

نتایج جستجو در اینجا نمایش داده خواهد شد...